تبليغاتX
!کافر نمی شوم هرگز
...زیرا به نمی دانم های خود ایمان دارم
 
تنهایی مرا نکن بهانه...

 

برام غزل بگو...

|+| نوشته شده توسط فرزانه در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388  |
 
بالاخره ما هم نمردیم و یه کودتا دیدیم!

اونم از نوع مافیایی!!

پر از خبث و رذالت مثل خیانت..

 کثیف مثل دروغ..

دردناک مثل یه زخم عمیق و کاری..

اما حداقل فهمیدیم رسانه ی ملی اسم مناسبی واسه صدا و سیمای ماست!!!

در حد همون ماست!!دوغ و دروغ و...

حالا هی داد بزن اگه کسی شنید!

یعنی انقدر جبر تاریخی و جغرافیایی؟؟؟؟

خدایا توام آخرشی..

زورکی که آوردی حالا میمردی مارو چند سال دیگه بیاری؟!لابد تو رو هم زورکی آوردن داری تلافیشو سر ما در میاری...

 ما سر کی درآریم؟اونم تو این زمان و مکان..

 

خدا عاقبت همه رو به خیر کنه!

البته اگه خدایی هست..

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه در دوشنبه یکم تیر 1388  |
 
وقتی یه قصه می شنوی چه اهمیتی داره که قشنگه یا نه یا مثلا راوی کیه؟

وقتی یه تصویر می بینی چه فرقی داره چی توشه یا کی خلقش کرده؟

مهم اینه که تو رو کاشف کنه 

به هرچیزی که تاحالا کشفت نشده..

|+| نوشته شده توسط فرزانه در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388  |
 
بی حرف

بی صدا

فقط چشماتو ببند

اونوقت پیدام می کنی!

*********

والنتاین مبارک

کاش هیشکی تنها نباشه

هرچند قشنگه..

|+| نوشته شده توسط فرزانه در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387  |
 می دانم پیش از آنکه تو بگویی...

حدس می زنم

 که خواهی گریخت...

التماس نمی کنم

از پی ات نمی دوم

اما صدایت را در من جا بگذار!

می دانم

که از من دل می کنی

راهت را نمی بندم

اما عطر موهایت را در من جا بگذار!

می دانم که از من جدا خواهی شد

خیلی ویران نمی شوم

از پا نمی افتم

اما رنگت را در من جا بگذار!

احساس می کنم

تباه خواهی شد

و من خیلی غمگین می شوم

اما گرمایت را در من جا بگذار!

فرقش را با حالا می دانم

که فراموشم خواهی کرد

و من

اقیانوسی خواهم شد سیاه و غم انگیز

اما طعم بودنت را در من جا بگذار!

هر طور شده خواهی رفت

و من حق ندارم که تو را

نگه دارم

اما خودت را در من جا بگذار!

شعر:  " عزیز نسین"

برگردان: رسول یونان

|+| نوشته شده توسط فرزانه در یکشنبه پانزدهم دی 1387  |
 
 
بالا